به گزارش دلفین، «حمید سعید» نام قابل احترام، دوست داشتنی، شناخته شده و خاصی بود، در حدی که رسانه‌های جهانی درگذشت غمبارش را تسلیت گفتند. او «دینگو مارو» موسیقی هرمزگان بود که با فیلم بلند «زار» با ضرب آهنگ‌های آفریقایی به سراسر دنیا سفر کرد. او هنر را می‌دانست، می‌فهمید که فرزانگی با هنر محقق می‌شود برای همین با هنر همدم بود و آن را رها نکرد. ولیکن نمی‌دانست که دنیا این مقدار کوتاه و بی‌وفاست. زیرا آرزو کرده بود که با موزیسین‌های آفریقایی‌تبار یک کنسرت در طبیعت هرمزگان برگزار کند و این آرزو را از میان گل‌های وحشی و در فراق گیتارش به گور برد. هر چند روح بزرگش با ما هست، بی‌پروا می‌نوازد و چمک می‌کند. حمید بزرگ‌مرد بلندهمتی بود که بیش از ده ساز را هنرمندانه می‌نواخت اما صدها حیف که بامداد روز یکشنبه، نهم شهریور ماه در برابر بیماری تسلیم شد و آسمانی شد.
در این گزارش آیینه‌ای شده‌ایم برابر حجم اندوه دوست‌داران زنده یاد حمید سعید، هنرمندی که هم هرگز در بین ما نیست و هم همیشه در بین ما خواهد بود.

منصور نعیمی، فیلم‌ساز و عکاس:

*هیهات تا حمید سعید دیگری

پگاه مهر شید نهم شهریور، پست گروه مجازی استاله های هرمزگان را گشودم تا یادی کرده باشم از دوست عزیزم صالح سنگبر که ۱۸ سال پیش در چنین روزی پیکرش را بدرقه کردیم در خاکستان باغو؛ چشمم به پیام‌ها و عکس‌هایی افتاد که حکایت از رفتن حمید سعید داشتند. بله حمید سعید، که دیگر دستان قدرتمندش هیچگاه سیم‌های گیتار را نمی نوازد. گویی چیزی گران بها از موسیقی هرمزگان از دست رفت و هیهات تا حمید سعید دیگری در دایره ی موسیقی و ترانه ی هرمزگان و بلکه جهان پدیدار شود.
نیمه های دهه شصت بود که جُنگ تلویزیونی «کالنگ» را می‌ساختم برای پخش از سیمای مرکز خلیج فارس با همراهی موسی کمالی و تدارک برنامه ای پیرامون معرفی حمید سعید، قرارمان در منزل احمد روان بود. ضبط برنامه آغاز شد و دیدم حمید اضطراب زیاد دارد. جویا شدم ماجرای این همه اضطراب چیست؟ حمید گفت: ببین آقای نعیمی، تاکنون هیچ کس و هیچ دوربینی به سراغ من نیامده و شما نخستین کسی هستید که این همه برای من و کارم اهمیت قائل شده‌اید. بالاخره برنامه را ضبط و سپس از سیما پخش شد که چند اجرای مشترک حمید با موسی و احمد نیز در برنامه بود و از آن به بعد کار حمید جدی‌تر شد. هر چند به آنچه که حقش بود دست نیافت. گذشت تا اینکه در دهه ی ۷۰ مجموعه مستند «بازارهای هرمزگان» را ساختم و برای موسیقی متن از نوازندگی حمید و موسی و قنبر راستگو استفاده بردم. قطعه های کوتاه با همراهی گیتار سعید، جهله‌ی موسی و جفتی قنبر که در گونه‌ی خود اثری بدیع بود و مورد استقبال قرار گرفت. وی علاوه بر تبحر در موسیقی و کار با سازهای مختلف، نمونه‌ای از انسانی وارسته و بامناعت طبع بود و هرگز حرص و ولع مال دنیایی نداشت. روانش شاد و اهورایی باد و بهشت برین جایگاه ابدیش! یاد و نام اش مانا باد.

محمدعلی قویدل فرد، هنرمند پیشکسوت:

*جای این هنرمند گرانقدر پر نخواهد شد

حمید سعید انسان بسیار صمیمی، خوش برخورد و خوش اخلاقی بود. واقعا به هنر موسیقی مسلط بود، دستان معجزه‌گری داشت. دیگر جای این هنرمند گرانقدر پر نخواهد شد. حیف و صد حیف. چه حیف شد که هنر هرمزگان یک عزیز دیگر را از دست داد.

غلامعلی توسلی، موزیسین پیشکسوت:

*هرمزگان هنرمند بی‌بدیلی را از دست داد

هرمزگان هنرمند بی‌بدیلی را از دست داد. جامعه هنر هرمزگان یک بار دیگر به سوگ نشست و این بار به سوگ عزیز هنرمندی به نام حمید سعید، هنرمندی که با دلش و دستانش برای ما خاطرات شیرین و شادی ساخت، روحش شاد و یادش گرامی!

رها فریدی- مستند ساز:

*یادت و گیتارت جاودان!

باورش سخت است. انسانی سراسر زندگی، عاشق حیات و تمام لذت‌هایش… شوخ طبع، حاضر جواب، بداهه گو و بداهه نواز. اگر لحظه ای گیتارش نبود که تو را به وجد آورد، کلامش بود که سر شوقت می آورد. حمید سعید حضوری پر رنگ و دلنواز داشت. جایت همیشه خالی، یادت و گیتارت جاودان.

عبدالحمید رضایی شریف، کنشگر فرهنگی:

*مسئولان به فکر هنرمندان باشند

حیف از این همه نبوغ و استعداد که زود به خاک سپردیمش .حمید سعید بنده ستوده شده و خوشبختی بود که در روز عاشورای حسینی به سوی معبودش شتافت. حمید سعید ابر هنرمند مسلط و بی ادعایی بود که اکثر سازها را با تبحر و ضرب آهنگ بندرعباسی می نواخت. حمید سعید مشکلات فراوانی داشت که حتی اجازه ی دم زدن از آن هم به او ندادند. یک بار صادقانه مشکلاتش را گفت ولی آنانی که باید اکتفا می‌کردند حواسشان به اتوی آستین کت‌شان بیشتر بود تا امثال حمید سعید ها. حمید سعید هنرمند و بازیگر قهاری بود که قدرش را ندانستند. در تعدادی از کارهای رامی شعبده بازی‌های او با گیتار هر شنونده ای را به شعف وامی‌داشت. حمید سعید زاده‌ی سرریگ بندرعباس بود. در این اواخر احوال ناخوشی داشت. یک سکته قلبی و دو سکته مغزی را جا خالی داده بود. اما مگر دل و افکار حمید چقدر یارای سپر شدن داشت. او از بین ما رفت و متولیان فرهنگی از چهلم برنامه‌هایی برای این عزیز تدارک خواهند دید. هنرمندان چشم و چراغ مردمند و بافت اجتماعی این خطه نگاه ویژه ای به این عزیزان دارد. این را با کمی نگاه گذرا در فضای مجازی می توان دید. ماه قبل استاد محمد روهنده در یک برنامه اینترنتی گله می‌کرد که ما چه گناهی کرده‌ایم که اجازه نداریم در تلویزیون شهرمان برای مردم‌مان بخوانیم؟ این درخواست بزرگی است؟ همه‌جا و همه‌چیز را مافیایی کرده‌ایم. از مدیران سمپل گرفته تا بی‌هنرانی که به زور می‌خواهیم هنرمندشان بنامیم. مسئولان، مدیران، تصمیم سازان، صدا وسیمای خلیج فارس، اداره کل فرهنگ و ارشاد هرمزگان و نمایندگان محترم استان لطفا به فکر دغدغه های هنرمندان باشید. هنرمندان این خطه با این سوابق خدمتی برای فرهنگ و سنت هرمزگان امروزه به اندازه یک کارکر حداقل بگیر برای کشور اهمیت ندارند؟ این عزیزان خانواده دارند. محدودیت کرونا بر بسیاری از عزیزان که به جز هنر کاری نداشته‌اند فشار وارد کرده و آنان از تامین ملزومات فرزندان و خانواده در ستوه اند و شرمنده خانواده شده‌اند. شما هم می‌دانید شرمنده‌ی زن و بچه شدن یعنی چه؟! ساماندهی و مدیریت راهبردی هنرمندان کاری‌ست کارشناسی و کاردان می‌خواهد. این خدمت در وهله‌ی نخست خدمت به کشور و دوم خدمت به مردم است که در جلب رضایت‌مندی قاطبه‌ی مردم بی‌تاثیر نیست. بالاغیرتاً این عزیزان هنرمند به اندازه میزان بهره‌وری نیروی کار در کشور که روزانه یک ساعت هم نیست، آیا در بعد فرهنگی اجتماع کار نکرده‌اند؟

حمید رضا مرادی، فعال فرهنگی:

*چند نفر مانند حمید سعید می شناسید؟

حمید سعید هنرمند شهیر هرمزگانی که آوازه و شهرتش فراتر از مرزهای هرمزگان و ایران بود. هنرمندی که نواختن را با ساختن گیتاری حلبی با سیم های ترمز آغاز کرده بود. آوازه فعالیتش خیلی زود از محله سرریگ بندر فراتر رفت و در همکاری با زنده یاد ابراهیم منصفی و سپس ناصر عبداللهی به اوج رسید. هنرمندی آرام و متین و کم صحبت که بیشتر حرفش را در موسیقی می‌زد و اجازه می‌داد سازها به جای او سخن بگویند. دستهایش پر از موسیقی و نت بود. اگر چه دستش خالی بود و با سیلی صورتش را سرخ نگه داشته بود، کمتر از اوضاع زندگیش گلایه می‌کرد. تنها ۵۳ بهار کافی بود تا هرمزگان یک نام ماندگار در موسیقی داشته باشد و امروز هرمزگان و جامعه هنری‌اش بی حمید سعید شود. برای همیشه قدر داشته‌های جامعه هنری و موسیقی هرمزگان را بدانیم. آن‌هایی که مثل زنده یاد حمید سعید هنوز هم در بی‌توجهی ما روزگار می‌گذرانند و افتخار می‌آفرینند و به عشق هرمزگان و هرمزگانی ساز می‌زنند، شعر می‌گویند، ترانه می‌سازند و آواز می‌خوانند از جنوبی زرخیز و هنرمند پرور شما چند نفر مانند حمید سعید می شناسید؟ روحش شاد و یادش جاودانه باد!

منصور رئیسی،گیتاریست پیشکسوت:

*تحولی شگرف و نگرشی نو

ادب اقتضا می‌کند به پاس سه دهه شناخت، رفاقت و خدمات صادقانه و شایان و قابل توجه شادروان زنده یاد مرحوم حمید سعید رفیق دوران، گیتاریست قدیمی، هنرمند بی نظیر با اخلاق و متواضع به این دیار یادی کرده باشم. دانش در زمینه شعر، ترانه، موسیقی جنوب و کلاسیک و تلاش و فراگیری سازهای دیگر موسیقی و شناخت ریتم و آهنگ های بلوز، راک، تانگو، چاچا، رمانس از وی هنرمند توانمندی ساخته بود. بدون شک نوازندگی حمید در اکثر کارها و اجراهای خواننده‌ها و نوازندگان گیتار دیده و شنیده می شود. او تحولی شگرف و نگرشی نو به یادگار گذاشت که برای نسل گذشته و حال و آینده هرمزگان غنیمت و موهبتی است. او از بکارگیری انگشتان روی سیم‌های گیتار و گرفتن اکوردها در گام‌های مختلف، زدن آرپژهای سریع و در جا در کوتاه‌ترین زمان، تبحر و مهارت خاص داشت. کار با حمید و حتی گوش دادن کارهای او لذت دیگری داشت و دید همه را نسبت به موسیقی و نوازندگی تغییر می‌داد و الحق و انصاف او کجا بود. کاش اینجا بودی، جای تو در برج میلاد بود. ولی افسوس و صد حیف.روحش شاد یادش گرامی!

علی آبادی، خواننده و نوازنده:

*هرگز دنبال شهرت نبود

بسیار متواضع، کم حرف و بی‌ریا بود. علی‌رغم توانمندی بی‌بدیلش هرگز دنبال شهرت نبود. پنجه‌های طلایی اش را همواره بخاطر دارم اما چه زود به خاکشان سپردیم. در یک کارمشترکی بدون هیچ چشمداشتی و با اشتیاق نواخت و از آنجا به شخصیت والایش بیشتر پی بردم. انسان شوخ طبع، آرام و عزیزی بود. بعضی وقت‌ها که سر حرف می‌شد، می‌گفت: کسی از دانش و هنر اندک من استفاده نمی‌برد و هیچ درخواستی برای آموزش و در اختیار گذاشتن تجربیاتم ندارم وگرنه به رایگان و با عشق این کار را می‌کنم. انسان خلاق و خوش مشربی بود. به هر کس که با وی همنشین می‌شد، خوش می‌گذشت. اینک با تاسف باید از او بگوییم و دیگر سودی ندارد. حالا باید قدردان هنرمندان پیشکسوت‌مان باشیم. به نظر من الان زمان آن رسیده است که به یاد و به فکر علیرضا نیکوکام، منصور رئیسی، توسلی ها، علوی ها، محترم پناه ها، شهسواری ها، بلوچستانی ها و … باشیم.

این مطلب در نشریه دلفین منتشر شده است.

گزارش اختصاصی: یوسف ملایی