حادثه تلخ انفجار و آتشسوزی در بندر شهید رجایی، تنها یک سانحه صنعتی نبود؛ فاجعهای بود که نهفقط جان انسانها را گرفت بلکه زیرساختهای اعتماد عمومی را نیز لرزاند.
بازدیدی که هرگز به زمین نرسید
از همین رو، انتظار میرفت حضور رئیسجمهور در بندرعباس، نشانهای جدی از مسئولیتپذیری، شفافیت و پاسخگویی باشد. اما آنچه در روز یکشنبه ۷ اردیبهشت رخ داد، با انتظارات افکار عمومی و فضای رسانهای منطقه فاصله چشمگیری داشت.
حضور در بیمارستان، غیبت در بندر
رئیسجمهور در سفری کوتاه به بندرعباس، تنها به بازدیدی هوایی از محل حادثه بسنده کرد. در حالیکه خبرنگاران و فعالان رسانهای در محوطه بندر شهید رجایی مستقر بودند و انتظار ورود زمینی رئیس دولت را میکشیدند، این دیدار هیچگاه محقق نشد. تنها بخش میدانی سفر، بازدید از بیمارستان و دیدار با چند تن از مصدومان حادثه بود؛ اقدامی انسانی و قابل احترام، اما ناکافی برای عمق فاجعهای با این وسعت.
ویدیویی که درد را عمیقتر کرد
اظهارات اخیر وزیر راه و شهرسازی نیز آتش انتقادات را شعلهورتر کرد. انتشار ویدیویی از صحبتهای ایشان که در آن عنوان میشود شرایط بندرعباس عادیست و مردم مشغول زندگی هستند، در فضای مجازی با واکنشهای تند روبهرو شد. این جمله در حالی بیان شد که بسیاری از خانوادهها هنوز در شوک و عزادارند، و کارکنان بندر با فشار روانی سنگینی مواجهاند. این نوع مواجهه سطحی و بیتوجهی به احساسات عمومی، فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر کرده و حس همدلی را کمرنگتر میکند.
فرصتی برای بازسازی اعتماد از دسترفته
بازدیدهای نمادین، آن هم در شرایطی که حادثهای به این وسعت رخ داده، دیگر کارکردی جز تخلیه انرژی رسانهای ندارد. مردم بندرعباس، از مسئولان انتظار دارند نه فقط بر فراز حادثه پرواز کنند، بلکه در دل آن حضور یابند، حرف بزنند، پاسخ بدهند و تصمیمهای واقعی بگیرند. بیاعتمادی اجتماعی، وقتی اتفاق میافتد که زخمها دیده نمیشوند و دردها شنیده نمیشوند.
امروز، بندر شهید رجایی بیش از بازدید، به گفتوگو، شفافسازی، اصلاح فرآیندها و جبران اعتماد از دسترفته نیاز دارد. امید است این حادثه، آغازی باشد برای بازنگری جدی در سازوکارهای ایمنی و مدیریتی، نه صرفاً نقطهای برای حضورهای تشریفاتی و روایتهای رسمی.
یادداشت اختصاصی
- نویسنده : زهرا شاکرمی نژاد
















Tuesday, 9 December , 2025