رئیسجمهور، بهعنوان عالیترین مقام اجرایی کشور، سفری هوایی به بندر شهید رجایی داشت تا از نزدیک ابعاد حادثه و میزان خسارات را ارزیابی کند. اما این بازدید بدون هرگونه اعلام عمومی، اطلاعرسانی پیشینی یا همراهی رسانهها انجام شد. حتی رسانههای رسمی نیز پس از پایان سفر، از آن مطلع شدند.
سکوت در میانه بحران؛ غیبت رسانهها در نقطه انفجار
چرا بازدید رئیسجمهور از منطقهای بحرانزده، باید پشت درهای بسته رسانهای صورت گیرد؟
آیا نباید چنین سفر حساسی بهمثابه بخشی از مدیریت بحران، با حضور آزادانه خبرنگاران و دوربینها همراه میبود؟
سفر دوم، همان مسیر؛ اما همچنان بیخبر
چند روز بعد، معاون اول رئیسجمهور نیز با همراهی هیأتی چندنفره از مقامات کشوری، به بندرعباس آمد تا از نزدیک روند امداد، آواربرداری، و رسیدگی به خانوادههای آسیبدیدگان را بررسی کند.
در این سفر، تنها دو عکاس از رسانههای مستقر در استان و صداسیما اجازه همراهی یافتند.
همچنین قرار است جلسهای نیز درباره ارزیابی خسارتها و پیگیری جبران آنها برگزار شود.
آیا چنین همراهی محدودی را میتوان نمونهای از تعامل آزاد و بدون خطکشی رسانهای تلقی کرد؟
این میزان از گزینش و محدودسازی در همراهی رسانهها، یادآور سیاستهاییست که دولتهای گذشته بهخاطر آنها مورد نقد قرار میگرفتند.
ادعاها و عمل؛ فاصله تا شفافیت
این در حالیست که مشاور رئیسجمهور در امور احزاب اخیراً تأکید کرده بود که دولت چهاردهم اعتقادی به «خطکشی رسانهای» ندارد و از فعالیت همه رسانهها، بدون استثنا، حمایت میکند.
همچنین محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در جلسهای با مدیران حقوقی دستگاههای اجرایی تصریح کرده بود: دسترسی آزاد مردم به اطلاعات، یک حق طبیعی و انسانی است… و عدم انتشار بهموقع اطلاعات، منجر به تبدیل دادهها به اطلاعات بیاثر خواهد شد.
با این اظهارات، چند پرسش کلیدی به ذهن میرسد:
اگر شفافیت، یک اصل بنیادین در مدیریت بحران است، چرا در چنین سطحی از بحران، رسانهها حذف شدند؟
اگر دولت به آزادی رسانهها و بیطرفی در برخورد با آنها معتقد است، چرا تنها چند رسانه خاص امکان حضور و اطلاعرسانی دارند؟
و مهمتر از همه، آیا حذف رسانهها از صحنه بحران، باعث تقویت سرمایه اجتماعی میشود یا فرسایش آن؟
سهم استانداری؛ کمرنگتر از انتظار؟
در کنار عملکرد دولت، نمیتوان از نقش استانداری نیز چشم پوشید. نماینده عالی دولت در استان هرمزگان چرا نتوانست نقشی مؤثر در هماهنگی با رسانهها ایفا کند؟
آیا این موضوع ناشی از ضعف ساختاری و بیاختیاری در سطح استان است یا کمتوجهی به جایگاه رسانهها در مدیریت بحران؟
این ضعف در حالی رخ داده که انتظار میرفت استانداری در خط مقدم اطلاعرسانی و ارتباط با جامعه رسانهای قرار گیرد.
رسانه؛ شریک بحران یا غایب بحران؟
سکوت رسانهای، برخورد گزینشی و بیتوجهی به نقش رسانهها در مواقع بحرانی، پیش از این نیز در دولتهای گذشته محل انتقاد جدی بود.
اما تکرار همین الگو در دولت فعلی، آن هم در حالی که گفتمان غالب آن، بر شفافیت و آزادی رسانهها تأکید دارد، جای نگرانی دارد.
از دولت محترم انتظار میرود ضمن پایبندی عملی به ادعاهای اعلامشده، بهصورت ساختاری در سیاستهای اطلاعرسانی خود بازنگری کند.
رسانه، نه فقط بازوی اطلاعرسانی، بلکه بخشی از سازوکار تقویت اعتماد عمومی، ترمیم امنیت روانی جامعه و همیار دولت در گذر از بحرانهاست.
حذف یا نادیدهگرفتن این بازو، هیچ برندهای ندارد.
یادداشت اختصاصی
- نویسنده : زهرا شاکرمی نژاد















Wednesday, 24 June , 2026